الشيخ رسول جعفريان

16

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

شفاهى بوده و تنها در دوره‌اى متأخر ، توسط دانشمندان دورهء اسلامى تدوين شده است . خاطرهء اين ايام ، نخستين « ذهنيّت تاريخى » است كه ميان قوم عرب وجود داشته و توجه به رخدادهاى گذشته را براى آنان زنده نگاه داشته است . در اين كه تأثير وجود ايام العرب در « آگاهى تاريخى » ايجاد شده در مسلمانان ، تا چه اندازه بوده ، اظهار ترديد شده است . در اين ديدگاه عنوان شده است كه توجه به ايام العرب بيشتر جنبهء « اديبانه » داشته ، نه « تاريخى » ، و تنها در گذشت زمان و به دليل دربرداشتن عناصر تاريخى ، مورد توجه قرار گرفته است . روزنتال نوشته است : چنين قصصى به‌طور عمده در خدمت ايجاد تفنن و سرگرمى و لذت عاطفى بخشيدن به شنوندگان قرار داشت . از آن جا كه ايام العرب به ثبت رويدادهاى عمده مىپرداخت و چنان رويدادهايى را از جنبهء خاص اخلاقى ملحوظ مىداشت ، داراى عناصر تاريخى نيز بود ، هر چند ، به هيچ روى « تداومى » در آنها به چشم نمىخورد . به اين قصص ، از جهت رابطهء علت و معلولى تاريخى نمىنگرند و بىزمانى جوهر آنهاست . « 1 » در اين باره گفتنى است كه اصولًا صورتى از تاريخنگارى اسلامى ، كه عبارت از تك نگاريهاى مربوط به جنگها و حوادث مقطعى مىباشد ، از ناحيه كم توجّهى به عنصر زمان ، تشابه قابل توجهى با ايام العرب دارد ، و اين دليل بر كاسته شدن از ارزش تاريخى ايام العرب يا اين تك نگاريها نمىشود . گرچه اين سخن درستى است كه محتواى ايام العرب بيشتر جنبهء ادبى و حماسى داشته است . نويسندهء ديگرى با استناد به عدم وجود اصطلاح خاصى براى تاريخ ميان عرب ، از اساس منكر وجود آگاهى تاريخى ميان اعراب شده است ! او مىنويسد : « بديهى است كه تا پيش از ظهور اسلام ، بدون داشتن يك كلمهء مناسب و خاص براى تاريخ ، نمىتوانستند هيچ تصورى از تاريخ داشته باشند . . . در واقع اعراب ، مردمانى بودند كه خبرى از تاريخ نداشتند . بنابر اين مسلمانان نمىتوانستند براى پديد آوردن و گسترش دادن يك سنّت تاريخنگارى ، از اعراب پيش از اسلام الهام بگيرند » . « 2 » به نظر مىرسد در اين عبارت قدرى تندروى شده است . با اين حال ، روشن است كه نمىتوان صورت تاريخنگارى موجود ميان مسلمانان را با آنچه در شكل ايام العرب ميان تازيان بوده برابر دانست ؛ اما بىشبهه يكى از عوامل توجه به تاريخ « نفس توجه به گذشته »

--> ( 1 ) . تاريخ تاريخنگارى در اسلام ، ج 1 ، صص 33 - 32 ( 2 ) . تاريخ فلسفه در اسلام ، ج 3 ، ص 296